سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )

72

دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )

نيروى آبى كه از كوهستان سرازير مىشود به كار ميافتد . سپس وارد دره وسيعى شديم كه درختان ميوه در آن كشت شده بود . بسيارى از ميرها با تفنگهايشان جلو آمدند و اندكى خم شدند . ملا محمد تقى آنها را بعنوان خان و خان‌زاده معرفى كرد . لباسهاى سياهشان تقريبا مندرس بود . مردان سالخورده كلاه بسر نهاده بودند ، جوانترها دستمالى دور كلاه بسته و جوانترين آنها دستمالى دور عرق‌چين پيچيده بود . اينان سايبانى در حدود 30 پا در 10 پا از تنه و شاخ و برگ درختان درست كرده‌اند و روى اين چهارچوب را با نى پوشانده‌اند . كف سايبان از پونه و مورد پوشيده شده است كه بوى خوشى دارد و در عين حال چند قالى نيز گسترده‌اند . عدهء زيادى از ميرها در زير اين سايبان گرد آمده بودند . آنها در بازگشت از اينكه دير خبردار شدند و با عجله از چراگاهها پائين آمده و اين سايبان را درست كرده بودند پوزش خواستند . يك سبد بزرگ پر از انجير و انگور كه تازه رسيده بود آماده داشتند و آرزو ميكردند كه اى كاش من 15 روز ديرتر رفته بودم تا ميديدم باغهاى آنها چه محصولى ميدهد . اين دره از هر سو مشرف به تپه ماهوره‌هاى پوشيده از درخت بلوط مىباشد و در آن نهرى به طرف شمال شرقى در جريان است كه آب آن شفاف و خنك است . آب اين نهر از روى ريگها ميگذرد و در اطراف آن درختان بيد و بوته‌هاى گل روئيده است . در ساعت 10 صبح هواى اين دره كه فقط 2125 پا ارتفاع دارد بسيار گرم بود و به زودى همه بخواب فرو رفتند . ساعت 30 / 2 براى ناهار مرا از خواب بيدار كردند و يك سينى بزرگ پر از برنج با گوشت بسيار چرب برابرم نهادند . آب اينجا بسيار پاك و خنك است ولى چندان عميق نيست بطوريكه محلى نيافتم كه آب تا كمرگاه من برسد . پس از آب‌تنى لباس لرى خود را پوشيدم . ميرها با شعف تمام اين مراحل را نظاره ميكردند و وقتى همه كارها انجام شد نوبت به عبا و كلاه رسيد . لباسهاى لرى من همه نو بود و به اين جهت ميرها مبارك‌باد گفتند . ولى اينرا هم اضافه كنم كه من از پوشيدن اين لباسها خجالت